دیروز 22 مرداد 92 ، رسول بداقی عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) که در چهارمین سال دوره ی حبس خود برای درمان به بیمارستان انتقال داده شده بود ،پس از یازده روز بستری در بیمارستان سینا با نظر پزشک معالجش-دکتر قینی- از بیمارستان مرخص شد.خوشبختانه دکتر قینی پاسخ سی تی اسکن و  آزمایشات ویژه و تخصصی مغز و اعصاب را که روی بداقی انجام گرفته مثبت ارزیابی کرد و وجود نشانه هایی مبنی بر موارد خطرناک را رد کرد.
          رسول بداقی با تحمل فشارهای روانی ناشی از فوت مادرش و گذرانیدن حبس بدون حتی یکروز مرخصی در حدود چهارسال،مدتی در ناحیه ی سر و چشمش احساس دردهای شدید می کرد که در بهداری زندان دلیل دردش را سینوزیت یا موارد مشابه تشخیص داده می شد.با تشدید دردهای ناحیه ی سر و چشم بداقی،موجی از نگرانی در خانواده اش ،دوستانش و جامعه ی فرهنگیان ایجاد شد.سرانجام زندان رجایی شهر با مکاتبه ی مستقیم با دادستان اجازه ی ویزیت او را در 22 تیرماه 92 صادر کرد و دکتر جراح مغز و اعصاب - دکتر قینی- با مشاهده ی شرایط عمومی او دستور بستری فوری اش را صادر کرد.متاسفانه در ابتدا زندان رجایی شهر اعزام به بستری را منوط به مکاتبه با شهید مقدسی اوین و نظر نهایی دادستان می نمود و بر این اساس  او را تا 12 مرداد 92 برای مداوا به بیمارستان اعزام نکردند.
              پیش تر رسول بداقی در هشتم مرداد 92 نامه ای را به رییس زندان رجایی شهر نوشت و در آن به مسئولین هشدار داد  که در صورت اعزام نشدنش برای درمان روز شنبه 12 مرداد در زیر هشت-افسر نگهبانی - تحصن خواهد کرد و چنانچه در این وضعیت برایش مشکلی پیش آید مسئولین اهمال کننده ی مربوطه از جمله  دادستان و رییس زندان رجایی شهر را مسبب آن می داند.
       با رایزنی های پی در پی خانواده و دوستان صنفی اش و با مساعدت صمیمانه ی دکترشکوری راد ، با نظر مثبت دادستان از زندان رجایی شهر به بیمارستان سینا آورده شد و در مدت این یازده روز انواع و اقسام آزمایشات و سی تی اسکن از او گرفته شد و خوشبختانه نگرانی خانواده ،دوستان و افکار عمومی برطرف گردید.در مدت یازده روز بستری دوستان صنفی اش از سراسر کشور برای دیدنش به بیمارستان سینا آمدند و از نزدیک با او دیدار کردند.همچنین نمایندگان انجمن اسلامی و سازمان معلمان ایران نیز برای ملاقات به بیمارستان آمدند.رسول در آخرین دقایق حضورش در بیمارستان نسبت به تشکر از یکایک افرادی که برای دیدنش به بیمارستان آمده بودند تاکید می ورزید.