نظر سنجی
شما در اینترنت دنبال چه چیزی هستید؟







لینک دوستان
مرگ که لجبازی ندارد مثل زندگی!

با صدای شاعر: محمدکریم مبشری نیا

بروجرد




طبقه بندی: نرم افزار و دانلود، شعر،
برچسب ها: شعر، صوتی، شاعر، مرگ، بروجرد، کریم مبشری،
[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 15:01 ] [ نبی الله باستان فارسانی ]
سیزده به در 1393 روستای تنگ لره ، منطقه ی آبسرده ، شهرستان بروجرد





طبقه بندی: عکس،
برچسب ها: سیزده به در، 1393، نوروز، بروجرد، کباب، چای، عکس،
[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 21:27 ] [ نبی الله باستان فارسانی ]



زبان در متن

انسان در حاشیه
بگذریم که ـ لهجۀ من اینجایی نیست ـ خودم که اینجا هستم
در این جای زمین
این در و دیوار، میز و صندلی، حتا این گلدان گل، شاهد من اند
شما شاهد منید
تمام عمر، لب ها و زبان ها، چشم ها و لهجه ها، حتا دست ها را خریدم
ولی گوش ها را نمی فروشند
هیچکس خودم را و همه لهجه ام را با لبخند می خرند
و تو نیستی
دیگر به اینجایم رسیده ام
جایی که زنجیر را دیگر طاقت گردنکشی نیست
در این جای زمین کفش های هرکس جداست
پاها هیچ کاری با کفش های دیگران ندارند
هیچ کفشی هم تشنۀ هیچ پای غریبه ای نیست
من با پاهای خودم تو را گشتم
آنقدر پیدایت نکردم که کفش هایم برایت تنگ شده اند
دیگر به لب خاک رسیده ام
می ترسم به لب مورچه برسم و تو نباشی
انسان در متن
زبان در حاشیه
نفهمیدم آخر ستاره ها چرا شب قدم می زنند
هربار که خواستم همراهیشان کنم انگشت هایم تمام شدند
و تو باز هم نبودی
ستاره ها هم با دردِ این جای زمین غریبه اند
این جا به پرندگان برای یک بار تماشا پول می دهند
به اسب هم پول می دهند
و قایق
پول یعنی مرا در اینجا می بینم که در اینجا کفش های هرکس جداست
و متن در حاشیه.

* * *
نبی الله باستان فارسانی ـ بروجرد 23 اسفند 92



طبقه بندی: عکس، شعر،
برچسب ها: شعر، نبی الله باستان، کریم مبشری، عکس، شعر سپید، بروجرد،
دنبالک ها: وبلاگ فرهاد داودوندی،
[ شنبه 9 فروردین 1393 ] [ 13:06 ] [ نبی الله باستان فارسانی ]
تایید حکم تبعید محمد توکلی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان کرمانشاه 
 در دادگاه تجدید نظر
(شعبه 1 هیات تخلفات وزارتخانه)


 حقوق معلم - اسماعیل عبدی:
      حکم ظالمانه تبعید محمد توکلی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان کرمانشاه به خارج از استان 
( با دلیل واهی تحریک همکاران و دانش آموزان به عدم همکاری با مدیریت آموزش و پرورش کرمانشاه و تحریک به تعطیلی و انتشار پیامک دعوت به تجمع در صورت پرداخت نشدن مطالبات فرهنگیان) در فروردین 92 به ایشان ابلاغ شده بود و با اعتراض وی به شعبه 1 تجدید نظر هیات تخلفات وزارتخانه جهت بررسی و صدور رای فرستاده شد.این هیات به ریاست حسن تهرانی حکم بدوی را تایید و محل جغرافیایی تبعید را استان لرستان و خارج از مرکز استان تعیین کرد.این حکم قطعی  طی نامه ای از سوی معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارتخانه آموزش و پرورش و با امضای مدیر کل امور اداری و تشکیلات وزارتخانه به سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه فرستاده شده است.
      محمد توکلی از بهترین نیروهای صنفی عضو شورای هماهنگی است.او پس از انتخاب آقای حسن روحانی به عنوان رییس جمهور امیدوار بود که رای مورد نظر لغو شود. در ضمن ایشان در انتخابات اخیر قائم مقام ستاد آقای روحانی در کرمانشاه بود. پیشتر محمد توکلی دفاعیات خود را به دبیرخانه شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان کشور (تهران) فرستاده بود که به دایره ی حقوقی وزارتخانه جهت بررسی مجدد فرستاده شد.
با پیگیری دبیرخانه معلوم شد که پرونده ایشان برای بررسی نهایی به هیات عالی نظارت فرستاده شده است.
طی تماسی که آقای توکلی با حقوق معلم داشت مشخص شد که امروز مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمانشاه به توکلی گفته است که مدارک خود را جهت تغییر محل جغرافیایی خدمتش به بروجرد به آن مدیریت ارائه نماید و افزوده که اگر حکم در هیات عالی نظارت نقض شود بلافاصله به استان کرمانشاه باز می گردد.

حقوق معلم امیدوارست مسئولین با درک شرایط احکام حیرت آور فعالان صنفی را نقض کرده و زمینه ساز آرامش خانواده های آن ها گردند.



طبقه بندی: مسائل روز معلمان،
برچسب ها: محمد توکلی، کانون صنفی، معلمان، کرمانشاه، تبعید، بروجرد،
دنبالک ها: حقوق معلم،
[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 16:45 ] [ نبی الله باستان فارسانی ]
      در تاریخ 26 فروردین ماه سال گذشته یادداشتی نوشتم مبنی بر اینکه یکی از اهالی روستای آبسرده از توابع بروجرد مدرسه ی روستا را غصب کرده و گاو و گوسفندان خود را در آن نگهداری می کند. کد آموزشگاه باطل گردیده و بچه های روستا نیز به جز دو نفرشان که هر روز برای تحصیل به روستایی دیگر می رفتند از تحصیل بازمانده اند.

      در راستای حل این مشکل اقداماتی از جمله ارتباط با اهالی روستا، تهیه ی نامه و ارائه به آموزش و پرورش شهرستان بروجرد انجام دادم و گزارش آن را در وبلاگ منتشر کردم که متأسفانه عنوان یادداشت مذکور با سوء برداشت بعضی مسئولین مواجه شد و آن را توهین آمیز تلقی کرده بودند که این جانب برای رفع سوء تفاهم در یادداشتی دیگر با عنوان "
یک توضیح"درمورد عنوان مطلب که از نظر آقایان توهین آمیز بوده است عذرخواهی نمودم.



      اکنون بسیار خرسندم که به اطلاع برسانم خوشبختانه کد آموزشگاه مورد نظر بار دیگر ارائه شده و دانش آموزان روستای مذکور از ابتدای مهر ماه سال جاری می توانند در روستای خود به تحصیل مشغول شوند. البته آن گونه که من شنیده ام قرار است یک کانکس به عنوان مدرسه یا همان کلاس درس به آنان داده شود چرا که ساختمان مدرسه دیگر قابل استفاده نیست.

      امیدوارم شرایطی فراهم شود که تمامی بچه های کشور پهناور ایران بتوانند با استفاده از امکانات از آموزش و پرورش که حق آنان است بهره مند شوند.



طبقه بندی: مسائل روز معلمان،
برچسب ها: روستا، آبسرده، بروجرد، کد آموزشگاه، آموزش و پرورش، مدرسه،
دنبالک ها: مدرسه یا طویله، یک توضیح،
[ جمعه 11 مرداد 1392 ] [ 13:02 ] [ نبی الله باستان فارسانی ]
      امروز دوازدهم بهمن ماه حدود ساعت 6 عصر به همراه خانواده در محور خرم آباد - بروجرد به پلیس راه چالان چولان رسیدم. باران می بارید و من هم با سرعتی حدود 50 الی 70 کیلومتر در حرکت بودم. پلیس جوانی با تابلو فرمان ایست داد. بعد از توقف خودرو مدارک را خواست. ابتدا سوالاتی پرسید که هیچ ربطی به پلیس راه نداشت. به عنوان مثال: از کجا می آیی؟ به کجا می روی؟ اهل کجا هستی؟ چه کاره ای؟! چون روی لباسش کاور پوشیده بود نتونستم اسمشو بخونم.

      بعد از این سوالات نگاهی به ماشین کرد و گفت: چرا شیشه های ماشین دودی است؟ گفتم: درصدش کمه و توی ماشین دیده میشه. بازم ماشین رو ورانداز کرد و گفت: چرا سرنشین عقب کمربند نبسته؟ نگاه کردم دیدم دخترم توی بغل مادرش خوابیده. گفتم: اشتباه کرده. مثل اینکه بچه توی بغلش خوابیده به همین علت کمربند نبسته. الان می بنده. گفت: نه! باید جریمه بشی. گفتم: کمربندشو بسته. اشتباه کردیم. دیگه تکرار نمیشه. ببخشید! گفت: یه پنجی بده برو!!! مات و مبهوت نگاش کردم و گفتم این راهش نیست. اونم رفت. تازه فهمیدم چرا اون سوالات اولیه رو می پرسید. فکر کنم می خواست میزان پولی رو که باید طلب می کرد بسنجه. و به احتمال زیاد میزان پول زور گرفتن از یک معلم همون پنج هزار تومان باشه! پسرم پرسید: بابا! پنجی چیه؟ گفتم: هیچی! پول زور می خواد.

      رفتم پیش افسر نگهبان. نخواستم خودمو درگیر کنم که بعدش بهم توهین هم بشه و برچسب دروغگو هم بخورم. پس چیزی نگفتم. فقط به جناب سروان بیرانوند که اون طرف اتاق نشسته بود و فقط از توی یه سوراخ شیشه ای کوچک می شد باهاش صحبت کرد دلیل نبستن کمربند رو گفتم و ازش خواهش کردم برگ جریمه ننویسه. اونم با منت، سی هزار تومان جریمه نوشت و دست به دست رسوند به این طرف شیشه.

      با خودم گفتم: این سی هزار تومان می ارزه به اون "پنجی" که به صورت نقدی ازم خواسته بود. با این حال نه به خاطر پولی که حاصل یک ماه گچ خوردن سر کلاس هست بلکه به حال وضعیت پلیس راه کشور افسوس خوردم و با خود گفتم: تا کی این زیاده خواهی ها ادامه خواهد داشت؟ این رفتارها که به صورت روزانه در جای جای کشور اتفاق می افته خودش نوعی فرهنگ سازی هست. و صد افسوس که بسیاری از هم وطنان ما به خاطر پرداخت کمتر زیر بار این فساد می روند.



طبقه بندی: عمـومی، کوتاه و خواندنی،
برچسب ها: جریمه، پلیس، رشوه، پول زور، خرم آباد، بروجرد، چالان چولان،
[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 20:53 ] [ نبی الله باستان فارسانی ]

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

"تارنگار بیستـــــون"
فرهنگی ، اجتماعی ، انتقادی

به منظور آگاهی دادن برای مقابله با كج فهمی، تحجر و تنگ نظری ها در جامعه نسبت به مسائل اجتماعی، آموزشی و فرهنگی در تاریخ بیستم شهریور 1384 فعالیت خود را آغاز نموده و در ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران نیز به ثبت رسیده است. دیدگاه های ارزنده شما می تواند مدیر وبسایت را در رسیدن به اهداف عمومی خود یاری رساند.
با سپاس فراوان
نبی الله باستان فارسانی
شماره ارسال پیامک به مدیر وبسایت:
30006721000152
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل نوشته ها: عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

نام کاربری :
رمز عبور :
شماره موبایل گیرنده :
متن پیامک:

تحلیل آمار سایت و وبلاگ